تبليغاتX
طنز مطبوعاتی
این وبلاگ به هیچ یک از جناح های آبدارخانه وابسته نیست و به تنهایی مواضع امپریالیسم را نشانه رفته است

خانم صفرزاده از من خواسته بود تا براي شماره عيد چند تا تست بنويسم(شماها يادتون نمياد اون زمانا هنوز كنكور گلنا مد نشده بود-مترجم)و از آنجا كه وقت خيلي تنگ بود در همان محل كار شروع كردم به فكر كردن ونوشتن بعد از مدتي احساس كردم زير حجم سنگيني از نگاههاي فضول قرار گرفته ام وعده اي يواشكي در حال خواندن چيزهايي هستند كه من مي نويسم(من از اين كار به شدت متنفرم-نويسنده) با عصبانيت لاي سررسيد را بستم.يكي از كارگران بخش رنگ كه براي بازديد از يك خودروي ROA به بخش ما آمده بود و نيز از جمله همين آدمهاي فضول به شمار مي رفت به من گفت چه خبرته؟همچين كلاس ميذاري انگار كه نويسنده گل آقا هستي!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 13:22  توسط كاشي | 
۱- من همینجا هر گونه ارتباط خودم رو با هر گونه مطالب قبلی این وبلاگ و هر گونه مطالب بعدی که خودم ننوشته باشم و شاید هرگونه مطالبی که حتی خودم نوشته باشم تکذیب می کنم.

۲- اکیداً تاکید می کنم (یعنی خیلی شدید تاکید می کنم) که با توجه به اینکه هیچ اثری از بنده - به عنوان یک نفر مهم - در اطراف و اکناف این وبلاگ مشاهده نمی شود، و یک معرفی درست و حسابی از من اینجا نشده است، از نوشتن در آن خودداری خواهم کرد. (البته نوشتن یک جورایی اعتیادآور است و خودداری از آن هم سخت است.)ولی می کنم. یعنی خودداری رو میگم.

۳- حتی نوشتن همین پست را هم در صورتی که بخواهد اسباب دردسر (یا به قولی بعضیها: درد و سر) بشود پیشاپیش تکذیب می نمایم.

۴- من متعلق به همه هستم. (البته قبلاً باید نوبت گرفته باشید).

۵- هر کی بیاد بگه تند بود عصبانی بود طنز نبود جای کار داشت کوفت بود زهرمارنبود چنین بود چنان نبود بعداً به اقتضای شرایط حال مبارک یا مبارکه را اخذ خواهم نمود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 21:36  توسط فرزام |