![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ به هیچ یک از جناح های آبدارخانه وابسته نیست و به تنهایی مواضع امپریالیسم را نشانه رفته است |
|
* خبر : ماهنامه گل آقا و هفته نامه بچه ها گل آقا تعطيل شدند . _ منبع : اينهمه خبرگزاري و روزنامه و نشريه چاپ كردند خبرشو ، چشم نداشتي ، ببيني ؟! _ ابتدا فرض كنيد گلنسا ديگر هيچ نشريه ديگري چاپ نمي كند ؛ خب ...حالا فكر كنيد كه اگر موسسه گل آقا تعطيل شود ، كارمندان گلنسا به آغوش كدامين مكان براي كار كردن پناه مي برند ؟ _ لطفا" به گزينه صحيح تا زمان بستن پنجره اين وبلاگ خيره شويد ، ما خودمان با سيستم پيشرفته اي كه روي اين وبلاگ نصب كرده ايم ، مي تونيم نظر سنجي كنيم !- آ ) خونه شون ! ب ) روي يكي از پله هاي در ورودي موسسه گل آقا از صبح تا شب مي نشينند و سيدي هاي قاچاق فيلم هاي روي پرده سينما را مي فروشند ! ج ) خونه بخت ! د ) به آغوش هيچ مكان ديگري پراي كار كردن پناه نمي برند ؛ بلكه با اميد به خدا _ و پررويي تمام ! _ منتظر مي مانند تا گلنسا دوباره يك نشريه جديد منتشر كند ! * خبر : فرزام الفت ، طي ارسال چند اس ام اس _ پيامك يا پيام كوتاه يا ... ! _ از سمت مديريت سايت دست انداز استعفا داد . _ منبع : خودمون !_
آن سايت كه فرزام در او جام گرفت
در داخل آن شديدا" آرام گرفت فرزام ! كه گور مي گرفتي همه عمر ديدي كه چه گونه گور فرزام گرفت ؟! * خبر : هاجر ده بزرگي ، با حكم گلنسا به سمت مديريت سايت گل آقا در آمد._منبع : دو عدد چشم باز ! ( آينده بقیه بچه هاي كلاس / زمان : نه خيلي دور ؛ نه خيلي نزديك !) نسيم صباغان : عضو شوراي سردبيري دو هفته نامه گل آقا و مسئول نظارت بر كارهاي كارمندان روابط عمومي / _ واكنش شخصي كه پيش از اين چنين سمتي را بر عهده داشته است ؛ يعني گيتي صفر زاده : لبخند ! منتهي از آن نوع لبخند هاي مليحي كه بهاره رهنما در سريال مرد هزار چهره به مهران مديري مي زد ! فاضل تركمن : سردبير بچه ها گل آقا و عضو شوراي سردبيري دو هفته نامه گل آقا / واكنش فرد پيشين يعني علي زراندوز : _ در خطاب به من _ : زپرشك ؛ حاضرم حاج محمود کریمی سردبیر بچه ها گل آقا بشه ولی تو نشی!!! فرزام الفت : مسئول صفحات سياسي دو هفته نامه گل آقا_ چون در مطلب پيشين طي سرودن يك رباعي حال ايشان را به شدت زدوديم از واكنش ها مربوطه نسبت به ايشان حرفي نمي زنيم تا نگويند نويسنده اين مطلب چه قدر از اين فرزام الفت بدم مياد! _ نه نه ببخشيد ..._ بدش مياد !_ روح الله عسگري : آگهي و اسپانسر جمع كن ! به خصوص آگهي هاي شركت ايران خودرو و در ضمن اگر آرش صميمي مجال بدهد گاهي هم بهش افتخار مي دن مطلب ورزشي بنويسه !/ واكنش آرش صميمي : ـ اصلا" ببينم آرش صميمي مگه وجود خارجي داره كه واكنشي از خودش نشون بده؟! الهام نظري :معاون سردبير بچه ها گل آقا _ يعني من ! _ واكنش خودم : اگه مي خواي بذارم آب خوش از گلوت پايين بره بايد هرچي من گفتم گوش كني ! فكر كن ، من خضرم ؛ تو هم موسي ! حق سوال كردن نداري! از همين الآن گفته باشم شايد هيچ وقت عشقم نكشه مطالب و فتوكاتور هاي علي زراندوز رو چاپ كنم ، بعدا" نگي چرا آخه ؛ گناه داره؟ فهميدي ؟ سردبيري گفتن ، معاون سردبيري گفتن آخه ؛ الهام جان ! عليرضا رودساز : مدير فني موسسه گل آقا _ چون قدش بلنده ! _ / واكنش بهزاد شفاهي _مديرفني پيشين _ : قبل از بركناري از شغلش يك طوري كه فقط خودش بلد است موسه گل آقا را به آتش مي كشاند ! _ البته قلبش خانم صفرزاده و انوشه را بيرون مي كند ! _ ماندانا خرم : مسئول صفحات مصاحبه و گزارش دو هفته نامه گل آقا / واكنش گلنسا : آهاي ! خانم افتخاري ! به اين ماندانا خرم بگو يا با صداي يواش مصاحبه تلفني بگيره يا همين الآن اخراجش مي كنم !!! واي ي ي ي گوشم....ماندانا ا ا ا ا ا .....برو و و و بيروووون ن ن ن ....اخراجي ي ي ي.....
مریم بابایی : چون روز نامه نگاری می خونه می تونه مسئول آمایش بشه ، ويرايش هم خودم بهش ياد مي دم ! در ضمن خانم عبدي هم سمتشو از دست نمي ده ! ـ چي ؟! از خانم عبدي مي ترسم ؟! هرجوري دلتون مي خواد فكر كنيد ؛ مهم نيست!!!ـ با تشكر و پوزش و غيره !
امضاء :
خواجه فاضل
ـ راستی ! با اجازه پدر و مادرم و بزرگترا ! بله ...چی گفتم؟! ـ ببخشید ـ قالب ضایع وبلاگ كلاس رو هم عوض کردم ! فقط یادتون باشه ! عین کارتون زیبای خفته که توش اون سه تا فرشته ها سر رنگ کردن لباس پرنسس دعوا می کردن و یکی پیرهن پرنسسو قرمز می کرد و یکی سبز و یکی آبی شما هم سر عوض كردن قالب این وبلاگ بساط درست نکنین !!!ـ
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:20 توسط فاضل |
|
|
پيش از اينها وبي داشتيم به نام _ شكلاتي _ كه نمي دانيم ميهن بلاگ فلك زده چه بلايي بر سرش آورد ! حالا وبي راه انداخته ايم به نام خواجه فاضل طهراني _ در بلاگفا _ كه اگر عشقتان كشيد مي توانيد سر بزنيد و ما را از نظراتتان بهره مند كنيد . راستي ! وبلاگمان در بروبچه ها همچنان پا برجاست و احتمالا" فقط كمي تا قسمتي از زحمات آذين محمد زاده عزيز ، كمتر مي شود . انشاءالله !!! آدرس وب : www.khajehfazel.blogfa.com |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 4:39 توسط فاضل |
|
|
مديران محترم سايت دست انداز ،
حتما" بخوانند :
دل فرزام و روح الله ،خوشه كه سايتي
زدن ... عشق وراندازين! هرچي ميگن ، هيچي نگيد
! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 22:51 توسط فاضل |
|
|
( لطفا" فقط
كساني كه دوست دارند در آينده سردبير
بشوند ، بخوانند !!! ) فرض كنيد كه در آينده بخواهيم
يك نشريه _ترجيحا" سالنامه ! _ راه بيندازيم ، آن وقت فكر مي كنيد هركدام از ما براي اينكه
ثابت كنيم عرضه سردبير شدن را داريم ؛ چه دليلي مي آوريم ؟! پويا : دوستان گرامي ! فكر مي كنم نيازي به توضيح دادن نباشد ، چون خودتان ملتفت هستيد كه چرا من بايد سردبير بشوم ! فرزام : من عقل كل هستم ، پس من بايد سردبير بشوم ! عليرضا : قدبلندترين شما ، خودم هستم ، پس
من بايد سردبير بشوم! روح الله : چون وجود من باعث بالا رفتن اعتماد
به نفس شما مي شود ، پس من بايد سردبير بشوم ! ماني : اگر يادتان باشد گلنسا براي بستن گلنامه ، مرا معاون سردبير كرد ، پس من بايد
سردبير بشوم ! خودم : همانطور كه از اسمم پيداست ، بنده خودم فاضل هستم و هيچ نيازي هم به فضل پدر ندارم ، پس من بايد
سردبير بشوم ! نسيم : خواهش مي كنم ، شما خيلي خيلي نسبت
به من لطف داريد ، ولي تو را به خدا انقدر اصرار نكنيد ،
من فرصت ندارم ! اي بابا ! مريم ! تو چرا دست به دامن من شدي ؟ ماندانا ! تو چرا عينهو بچه كوچولوها جيغ مي زني ؟ هاجر ! تو چرا گريه
مي كني ؟ چشم. برخلاف ميلم ، فقط به خاطر گل روي شما و البته با اجازه بزرگترها قبول مي كنم كه من سردبير بشوم ! مريم : حالا من هي نمي خواهم ريا بشود ولي اگر من هم نگويم شما كه مي دانيد من در مسابقه خيلي خيلي بزرگ
طنز 18 كلمه اي جزء برگزيده ها بودم ، پس من بايد سردبير بشوم ! ماندانا : با زبان خوش اجازه بدهيد كه من سردبير بشوم وگرنه
...................................!!! _ لطفا"اول گوش
هايتان را بگيريد و بعد در جاي خالي صداي جيغ ماندانا را تصور كنيد !_ پي نوشت : حتما" مي گوييد
چرا اسم هاجر از قلم افتاد ، هان ؟ راستش از قديم
گفته اند شوخي شوخي با دم شير هم
شوخي؟! ببينم مگر نمي دانيد عسگري چه لقبي به هاجرداده بود ؟! |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم آذر 1386ساعت 15:3 توسط فاضل |
|
|
خدا را صد هزار مرتبه شكر ! بالاخره تمام شد . كار نشريه گلنامه را مي گويم ، البته من از همان اول مراتب مخالفت خود را نسبت به اسم نشريه اعلام كردم ولي بچه ها به دليل روحيه لطيفي كه داشتند گفتند : بي خيال ! راستش ، بچه هاي نشريه ما جز آن دسته از آدمهايي هستند كه به گل علاقه زيادي دارند و حتي به گل سوسن هم مي گويند : شما ! بگذريم . حالا نمي دانيد در روال بسته شدن همين گلنامه ـ راستي ، پسوند نامه براي بچه ها خيلي مهم بود ! ـ با چه چيز هاي عجيب و غريب و جالبي مواجه شديم كه شايد نمونه اش در اعضاي تحريريه ، هيچ نشريه اي حتي در سطح دنيا رخ ندهد ؟! اجازه بدهيد اول از سردبير نشريه شروع بكنم ، چون به نظر من سردبير ها از خانم ها هم مقدم ترند ! ايشان از همان اول فرمودند : ((سردبيري نشريه را با كمال ميل مي پذيرم وليكن به شرطها و شروطها ! شرط اول : در تغيير دادن آثار هيچ دخالتي نمي كنم ولوء يك كلمه ! شرط دوم : چون هميشه با خودكار آبي مي نويسم، براي همين شناخت زيادي از خطوط قرمز ندارم ، پس شكسته شدن و شسكته نشدن خط قرمزها به پاي خودتان ! سوم : گزارش دادن به خانم صابري عمرا فراموش بشود ، حتي در مورد شما دوست عزيز ! )) تازه بعدا ، شركت نكردن در جلسات نشريه هم به شروط ايشان اضافه شد ، با اين حال من هميشه به حس مسئوليت سردبيرمان غطبه مي خوردم ، چون چه در جلسه شركت مي كرد چه نمي كرد گزارش كتبي نتايج جلسه را از ماني مي پرسيد تا مبادا دچار كم فروشي بشود كه كم فروشي هم حرام است و هم حق الناس ! اول قرار بود از بقيه بچه ها ، از خودم و از ديگر قضاياي عجيب و غريب و جالب بسته شدن گلنامه هم بنويسم اما همين الان اين يارو ، ـ الياس ـ در گوشم گفت : قرار نيست چون برگزيده شدي همه چيز را لو بدهي ، بهت شك مي كنند ، ديوانه !!! پي نوشت : * مي دانم .نوشتن اين پست هيچ فرقي با نوش داروي پس از مرگ سهراب ندارد ، ولي به جان شما نباشد ، به جان خودم ، تقصير بلاگفا و يا بهتر بگويم تقصير روح الله بود! * به خدا من آقاي لطفيان را انقدر دوست دارم كه نگو و نپرس ، مطلب بالا فقط يك حس مسئوليت خيلي خيلي معمولي بود ! * از كامنت هايي كه براي اين پست گذاشته مي شود ، مي توانيد پرتقال فروش ها را پيدا كنيد ! در ضمن هويت (دوست عزيز ) در شرط سوم سردبير فعلا مجهول است اما وقتي نمره هاي كلاس گلنسا اعلام بشود ، خودتان مي فهميد چه كسي بوده ؟! * فاتحه مع الصلوات !!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 0:58 توسط فاضل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
چهل سال بعد ناطق سپس افزود شايعات |
| نویسندگان |
|
كاشي ماني نسيم فرزام هاجر ماندانا فاضل علیرضا |
| پیوندها |
|
موسسه گل آقا سایت دست انداز |
|
RSS
|