![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ به هیچ یک از جناح های آبدارخانه وابسته نیست و به تنهایی مواضع امپریالیسم را نشانه رفته است |
|
... هر کس از این حکایت بتواند دانست که این چه خطاکاران بوده اند و همگان برفتند و ایشان هم برفتند آنجا که عرب نی بیانداخت و غرض آن است تا شما را خنده ای حاصل آید و عبرت گیرندگان را عبرت؛ مگر کسی آن غلط نکند که آنان کردند و خربزه ... اعلارضا رودالدینی- تاریخ تحلیلی طنز ایران – ص ٤٧٩ این تنها گزارشی کوتاه است از آنچه که مورخین و منتقدین ادبی" قائله چهار چنگول(١) " می نامند وهنوز محل مناقشه(٢) است. و شاید اگر نبود خاطرات مبهم و خاکستری اعلا رضا رودالدینی - که به شکل مستقیم در جریان ماجرا قرار داشت – کنجکاوی پژوهندگان اینگونه به تاریخی ترین انحراف طنز این مرز و بوم ره نمی برد. بدون شک تاریخ تحولات ادبی و فرهنگی هر کشور را باید در زندگی و آثار بزرگان فرهنگی آن جستجو نمود که طبق گفته های رودالدینی اولین و اهم این افراد در جریان این گزارش کسی نخواهد بود جز " شیخ عسگر روح ". تاثیر عقاید و آثار روح بر قائله چهار چنگول که بعدا منجر به تشکیل فرقه ضاله دست اندازیه گردید آن قدر نافذ بود که روی سنگ مقبره عبید زاکانی حک کردند: عبیدا، توی روحت، این کتابت که آتش زد طنز ایران را روح شیخ عسگر روح ابتدا از شاگردان و رهروان مکتب طنز مطنوز یا همان شعبه ادبی فلاوریه بود. رودالدینی می گوید: در مدرسه فلاوریه شیخ از شب تا صبح می خوابید و از صبح تا شب استراحت می کرد. پس از مدتی روح به دلایل نامعلومی اخراج می شود(٣) که شاید آینده علمی او را به خطر می اندازد ولی هر چه هست در مدرسه فلاوریه طهران مهارت های لازم را برای نیات آینده خود به دست می آورد. خبر درستی از روح و فعالیت هایش در چند سال پس از اخراج در دست نیست. هر چند رئیس مدرسه تکذیب می کند ولی پرویز هراتی در کتاب" اصول ترمودینامیک و تجارت روبه رشد روده گوسفند " از قول باغبان مدرسه می نویسد: چند بار روح در مدرسه دیده شد. همه ترسیده بودند. دعا نویس آوردیم افاقه نکرد. چهار سال بعد از خروج روح، صبح روز ١١ جمادی الثانی ١٤٢٨ شاگردان صدای روح را شنیدند که در مدرسه فلاوریه فریاد می کشید: ایمپریو کازانوا تادی تانزس ( به زبان آرامی یعنی: پایان جهان نزدیک است. دست مرا بفشارید ). از این حادثه در تاریخ به عنوان قائله چهار چنگول یاد می شود به این علت که شیخ روح هنگام اخطار به اهالی مدرسه چهار چنگولی به سقف چسبیده بود. قائله ای که ذکرش رفت آنجا ارزش ثبت در تاریخ پیدا می کند که یکی از شاگردان مدرسه به نام " سر اولاف فارزنتام " از اشراف زادگان انگلیسی که برای تحقیق در ادب فارسی به مدرسه فلاوریه آمده بود دست روح را می فشارد و این شائبه را به وجود می آورد که سفارت بریتانیای کبیر از دور دستی بر آتش دارد (٤). هر چند بعدها فارزنتام این اتهام را تکذیب می کند و می گوید: جواب حرف حساب نداشت. در سالهای بعد شیخ عسگر روح و سر اولاف فارزنتام اصول اولیه فرقه دست اندازیه را پایه ریزی می کنند و در خفای کامل اقدام به عضوگیری می نمایند که هر آنچه در این سالهای خاموش گذشته فقط از لابلای خاطرات اعلارضا رودالدینی به دست آمده است. در اینجا به نقل مستقیم گفته های رودالدینی می پردازیم زیرا که ابهام و حساسیت آن به حدی است که نقل و گزارش غیر مستقیم آن فقط بر پیچیدگی ماجرا خواهد افزود: (... فراماسون ایران، شیخ روح را از ابتدا زیر نظر داشت. وقتی که ماجرای چهار چنگول پیش آمد احساس کردند باید بر فعالیت های او مستقیما نظارت کنند، علی الخصوص که فارزنتام انگلیسی هم در گیر شده بود و پای کمپانی هند شرقی ناخواسته به ماجرا باز شده بود. من به تازگی از مدرسه فلاوریه فارغ التحصیل شده بودم و یک سالی بود که مشغول نوشتن حاشیه بر کتاب " یک کرور کله مورچه " بودم و به علت بدنام شدن مدرسه و شاگردانش از بعد از ماجرای چهار چنگول"فسرده" تخلص می کردم و در انزوا روزگار می گذراندم. روزی سعید هژیر از فراماسون های قریه لواسانات طهران سراغم آمد و پیشنهاد داد در ازای اعطای هویت جدید به من و تامین خانواده ام در استراسبورگ فرانسه به عضویت فرقه دست اندازیه در آیم و مخفیانه برایش خبر ببرم که با عنایت به شرایط آنروزم قبول کردم و چون آشنایی مختصری هم از سالهای اول مدرسه با روح داشتم به نظرم کار شاقی نیامد ...) هر چند اندکی پس از اعلام وجود رسمی فرقه، رودالدینی به شکل مشکوکی در خانه روح از دنیا میرود ولی خاطرات اندک وی سر نخ های کافی از روند شکل گیری و گسترش دست اندازیه برای مورخین به جای می گذارد. زبیگنیو وینترباتم در کتاب " اصول داروینیسم، داروینیسم اصولی " از فرقه دست اندازیه به عنوان یکی از مترقی ترین مشارب ادبی ایران یاد می کند و دلیل آن را هم فعالیت و اثرگذاری چندی از شاگردان نسوان مدرسه فلاوریه در شکل گیری فرقه می داند. این اظهار نظر وینتر باتم در نگاه اول منطقی به نظر می آید ولی با توجه به شرایط شاگردان مونث در مدرسه کاملا بی اساس خواهد بود و تنها دلیل فعالیت ایشان در فرقه را باید انتقام از گردانندگان سنتی مدرسه دانست. یکی از این افراد هاجرالملوک دختر اول خان ده بزرگ است که اطلاعات کاملی از او در دسترس نیست. رودالدینی می گوید: حتی فراماسون ها هم با آن نفوذ گسترده شان از این خانم چیز زیادی نمی دانستند. نام فرقه را هم به اونسبت می دهند، آنگونه که رودالدینی میگوید در یکی از جلسات که بر سر نام فرقه مجادله در گرفته بود هاجرالملوک ناگهان می گوید: دست اندازیه، همین! از دیگر اعضای مونث اثرگذار فرقه می توان به نانسیم ساباگوف روس اشاره کرد. باز رودالدینی می گوید: ساباگوف نماد کامل نفوذ روسیه تزاری در ایران بود. اگر من مخفیانه برای فراماسون های انگلیسی خبر می بردم، او آشکارا برای سفارت روسیه خبر می برد. و روح با اینکه مطلع بود کاری از دستش ساخته نبود. همانطور که در ابتدا بیان شد این فقط گزارشی کوتاه بود از قائله چهار چنگول و به تبع آن شکل گیری دست اندازیه و بررسی اثر افکار این فرقه بر تاریخ ایران به بررسی کامل تری نیاز دارد که در گزارش های بعدی سعی خواهد شد پرده از دیگر ابعاد آن برداشته شود. به عنوان مثال نمی توان از منظومه افشاگرانه خواجه فاضل و یا تاثیرات روانی آثار دکتر مانی به راحتی گذشت. امید است در آینده ای نزدیک با بررسی مو شکافانه انحرافات این فرقه، گوشه های تاریک تاریخ فرهنگ و ادب این مرز و بوم روشن شود و چراغی برای عبرت آیندگان شود. من آنچه شرط بلاغ است با تو گفتم تو خواه پند گیر، خواه برو بمیر پاورقی ها : ١. نا نوشته ها ونا گفته ها - ضیاالدین زوج - ص ٣٠٠. ٢. ضیاالدین زوج در کتاب " زندگی من بو می دهد " می نویسد: در تمام مدت پژوهش تاریخی ام در باره طنز و طنازی و طنازان، رفیقان شفیق متصل نصیحتم می کردند که این حرف ها را نگو ضیا! نگو ضیا! من گفتم و جوانی کردم. ٣. تاریخ برده داری نوین و فروش آدم - جاناتان اسکوبار - ص ۵١١. ٤. ایران، سرای ویران - گیلدروی لاکهارت - ص ٢٣۵.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 1:6 توسط علیرضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
چهل سال بعد ناطق سپس افزود شايعات |
| نویسندگان |
|
كاشي ماني نسيم فرزام هاجر ماندانا فاضل علیرضا |
| پیوندها |
|
موسسه گل آقا سایت دست انداز |
|
RSS
|